+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 16:46  توسط علی ومحمدوحسین وعلی حسن  | 
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: شرقی′۱۲°۱۴۲ شمالی′۲۱°۱۱ / ۱۴۲٫۲غرب ۱۱٫۳۵جنوب (نقشه)

مکان درازگودال ماریانا

درازگودال ماریانا ژرفترین درازگودال اقیانوس‌های جهان و ژرفترین مکان پوسته کره زمین است.

محل آن کف بخش شمال غربی اقیانوس آرام، در شرق و جنوب جزایر ماریانا است. بیشینه ژرفای آن از سطح دریا ١١٠٣٤ متر است. این درازگودال برای نخستین بار در سال ۱۹۵۱ توسط شناور چَلِنجـِر از نیروی دریایی ايالات متحده ستوان دان والش و مهندس ژاك پيكارد بررسی شد و به این خاطر ژرفترین نقطه آن گودال چلنجر نام دارد و تا ٤٢ سال تنها اين ٢ نفر موفق به لمس كردن ژرف ترين جاى زمين شده بودند تا سال ٢٠١٢ كه جيمز كامرون با شناور ديپ سى چلنجر موفق شد ٢٠ دقيقه كاوش كند .

در داستان‌های علمی-تخیلی گوناگون به صحنه‌هایی مربوط به درازگودال ماریانا برمی‌خوریم از جمله فيلم ورطه ساخته جيمز كامرون .وس آرام، در شرق و جنوب جزایر ماریانا است. بیشینه ژرفای آن از سطح دریا ١١٠٣٤ متر است. این درازگودال برای نخستین بار در سال ۱۹۵۱ توسط شناور چَلِنجـِر از نیروی دریایی ايالات متحده ستوان دان والش و مهندس ژاك پيكارد بررسی شد و به این خاطر ژرفترین نقطه آن گودال چلنجر نام دارد و تا ٤٢ سال تنها اين ٢ نفر موفق به لمس كردن ژرف ترين جاى زمين شده بودند تا سال ٢٠١٢ كه جيمز كامرون با شناور ديپ سى چلنجر موفق شد ٢٠ دقيقه كاوش كند .

در داستان‌های علمی-تخیلی گوناگون به صحنه‌هایی مربوط به درازگودال ماریانا برمی‌خوریم از جمله فيلم ورطه ساخته جيمز كامرون .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392ساعت 11:32  توسط علی ومحمدوحسین وعلی حسن  | 
 

سطح شيبدار سطحي است كه بازمين داراي  زاويه باشد . مانند جاده هاي كوهستاني – پلكان ساختمان – نردبان

تفاوت سطح شيبدار با اهرمها ، چرخ ومحورها ، وقرقره ها دراين است كه ماشينهاي قبلي همگي هنگام غلبه نيروي محرك برمقاوم يعني هنگام حركت نيروي محرك ونيروي مقاوم ماشين نيز حركت مي كند اما سطح شيبدار حركتي ندارد والبته بازوي محرك وبازوي مقاوم هم ندارد .

در سطح شيبدار چون نيروي محرك روبه جلو ونيروي مقاوم روبه بالا حركت مي كند پس سطح شيبدار تغييرجهت نيرو دارد وچون نيروي محرك كم درمسافت طولاني ونيروي مقاوم زياد در مسافتي كم جابجا مي شود پس افزايش نيرو دارد .

                     سطح شيبدار - سايت آموزشها

 در سطح شيبدارطول سطح شيبدار همواره از ارتفاع آن بيشتر است پس هرچه طول نسبت به ارتفاع بزرگتر باشد افزايش نيرو بيشتر خواهد بود . ومزيت مكانيكي آن هم نيزبيشترخواهد بود.مثلا اگر نردباني را به ديواربچسبانيم بالارفتن از آن كار دشواري است اما اگر پايه آن را از ديوار دورتر كنيم راحت تر بالا مي رويم وچنانچه نردبان را بزرگتر وباز هم از ديوار دورتر كنيم بسيار راحت تر بالا خواهيم رفت .

 مزيت مكانيكي سطح شيبدار را مي توان از رابطه زير بدست آورد . 

               ارتفاع سطح شيبدار ÷ طول سطح شيبدار = مزيت مكانيكي سطح شيبدار   

 

گوه

اگر دو سطح شيبدار را به هم بچسبانيم وسيله اي به نام گوه ساخته مي شود . گوه نيز مانند سطح شيبدار عمل مي كند با اين تفاوت كه سطح شيبدار ثابت است ولي گوه حركت مي كند . مانند لبه تيز چاقو – تبر – تيغ اصلاح و .......

در گوه نيز افزايش نيرو و تغيير هت نيرو وجود دارد مثلا هنگامي كه مي خواهيم تنه يك درخت را قطع كنيم بادست نمي توانيم اما با تبر يا به عبارتي با گوه مي توانيم به راحتي انجام دهيم .

در گوه ما نيرو را رو به پايين وارد مي كنيم اما گوه نيرو را به طرفين وارد مي كند مانند شكل زير : 

 

               

كار گوه - سايت آموزشها

 

در گوه هرچه ارتفاع گوه از ضخامت ته گوه بيشتر باشد افزايش نيرو بيشتر است به تصاوير زير توجه نماييد . در همه آنها ارتفاع گوه 10سانتي متر فرض شده است اما ضخامت آنها با هم فرق مي كند به نظر شما كداميك راحت تر مي تواند در يك چوب فرو رود ؟

                

تفاوت گوه ها - سايت آموزشها

   

يقينا گوه شماره 2 زيرا ضخامت آن از بقيه كمتر است ولي ارتفاع آن با بقيه برابر است پس اگر گوه شماره 1 را از طرفين بسائيم تابه شكل گوه شماره 2 درآيد تيزتر وبرنده تر مي شود . از همين روش در تيزكردن چاقوها ولبه هاي تيز تبر وغيره استفاده مي شود .

مزيت مكانيكي گوه از رابطه زير بدست مي آيد :  

                  ضخامت گوه ÷ ارتفاع گوه = مزيت مكانيكي گوه

 پيچ

 

نوع ديگر ماشينهاي ساده پيچ است

پيچ يك نوع سطح شيبدار مارپيچ است . در سطح شيدار گفتيم هر چه طول نسبت به ارتفاع بيشتر باشد مزيت مكانيكي بيشتر است پس افزايش نيرو بيشتر مي شود يعني ما نيروي كمتري وارد مي كنيم .

حال تصور كنيد در ساختماني 5 طبقه بخواهند پلكان بسازند اما جاي كافي براي ساخت پلكان به صورت مستقيم وجود ندارد واگر بخواهند آنرا مستقيم بسازند شيب پلكان بسيار زياد شده وبالارفتن از آن سخت مي شود پس مجبوريم تا ابتداي پلكان را در فاصله دورتري از ساختمان قراردهيم مانند نردباني كه از ديوار دورتر مي گذاريم ولي اين كار نيز مقدور نمي باشد زيرا فضاي زيادي از خيابان گرفته مي شود .

به همين دليل پلكان را به صورت مارپيچ مي سازند يعني مسافتي بيشتر بكار مي بريم اما ارتفاع ساختمان تغييري نكرده يا جاده هاي كوهستاني با اين كه خود سطحي شيبدار است اما بازهم بخاطر آنكه ماشين نيروي كمتري وارد كندجاده را مارپيچ مي سازند دراين صورت افزايش نيرو بيشتر مي شود يا حتي پيچهاي دروپنجره نيز هرچه فاصله بين دنده ها ي پيچ نزديك تر باشد يعني طول سطح شيبدار بيشتر است پس راحت تر پيچيده مي شود .


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 17:0  توسط علی ومحمدوحسین وعلی حسن  | 

كار، انرژي و توان

 

وقتی به جسم ساکن نیرو وارد شود, ممکن است جسم در جهتی که نیرو بر آن وارد می شود به حرکت درآید. در این صورت می گوییم نیرو روی جسم کار انجام داده است.

کاروقتی انجام می شود که نیروی نقطه اثر خود را جابه جا کند.

 

توجه: هر چه نیرو یا جابه جایی بزرگتر باشد, کار انجام شده بیش تر است.

 

 

در این گونه مثال ها نیرو و جابه جایی در یک جهت هستند, بنابر این مقدار کار از رابطه ی زیر به دست   می آید.

جابه جایی × نیرو = کار

W=F.d

گاهی ممکن است نیروی وارد شده و جابه جایی در یک راستا نباشند. در این صورت مولفه ای از نیرو کار انجام می دهد که در راستای جابه جایی باشد.

در شكل مقابل فرد به وسيله طنابي كه با سطح افق زاويه Θ (تتا) مي سازد جسم را روي سطح افقي مي كشد.

در این شکل نیروی F نیروی فرد و Θ زاویه بین نیروی F نسبت به راستای جابه جایی است.

 

دراين صورت نيروي F به دو نيروي FsinΘا (F سينوس تتا) و FcosΘ (اF كسينوس تتا) تجزيه مي شود.

مولفهFcos Θ ا  مولفه نیرو در راستای جابه جایی است. در این حالت مقدار کار برابر است با:

W= F cosΘ . d

 

با توجه به مطالب بالا, کار را می توان از رابطه کلی زیر به دست آورد:

W= F . d . cosΘ

 

در اين رابطه زاويه بين راستاي نيور و جابه جايي (Θ) بر حسب درجه، نيرو (F) بر حسب نيوتن (N)، جابه جايي (d) بر حسب متر (m) بر حسب نيوتن متر يا ژول (j) است.

در جدول زیر مقدار سینوس و کسینوس چند زاویه که کاربرد بیش تری دارند آورده شده است.

 

180

90

60 45 30 0 زاويه (بر حسب درجه)ا
0 1 0 Sin
-1 0 1 Cos

 

 

توجه: فقط در هنگام به حرکت در آوردن اجسام ساکن کار انجام نمي شود. بلکه اگر نیرویی بر یک جسم متحرک نیز وارد شود ممکن است سرعت یا جهت حرکت جسم, در جهت وارد شدن نیرو, تغییر کند. در چنین حالتی هم کار انجام می شود.

در موارد زیر کار انجام نمی شود:

1) بر یک جسم نیرو وارد شود ولی جسم حرکت نکند

 

2) اگر جسمی در حال حرکت باشد ولی به آن نیرویی وارد نشود.

 

مثال: فضا پیماها در فضاهای دور دست بدون آنکه هیچ نیرویی جلو حرکت آن ها را بگیرد. بدون هیچ اصطکاکی در فضای بی کران در حال حرکت هستند. در چنین حالتی, چون هیچ نیرویی سبب کند شدن حرکت جسم نمی شود. جسم هم چنان با سرعتی ثابت در جهتی معین به حرکت خود ادامه می دهد در این حالت اگر چه جسم در حال حرکت است اما کاری انجام نمی شود.

 

3) گاهی نیرویی بر یک جسم وارد می شود اما جسم در جهت وارد شدن نیرو حرکت نمی کند در این صورت اگر نیرو بر راستای جا به جایی عمود باشد (Cos90=0) نیروی وارد شده کار انجام نمی دهد.

 

به طور مثال: فردی جعبه ای را در دست دارد و آن را در جهت افقی حرکت می دهد. در این حالت فرد دو نیرو وارد می کند.

 

1- F۱ : نیرویی برابر نیروی وزن جسم اما در جهت بالا به منظور نگه داشتن جسم و جلوگیری از افتادن آن بر روی زمین به جسم وارد می شود این نیرو کاری انجام نمی دهد, چون در جهت وارد شدن آن, جسم جابه جا نمی شود.

2- F۲ :  نیرویی به صورت افقی به منظور به حرکت در آوردن جسم به طرف جلو این نیرو چون در راستای جابه جایی است پس کار انجام می دهد.

 

مثال 1: شخصی روی دسته یک جاروبرقی نیروی 25 نیوتن در امتدادی که با افق زاویه 60 درجه می سازد, وارد می کند و آن را در سطح افقی 10 متر جا به جا می کند. کار نیروی F چقدر است؟

 

 

مثال 2 : جسمی به جرم ۵ kg را به اندازه ۵۰Cm از سطح زمین بالا می بریم.

کار نیروی وزن چقدر است ؟

 

d= ۵۰ cm= ۰/۵ m

W= mg= ۵×۱۰=۵۰ N وزن جسم

W= F . d . cosΘ         W= ۵۰×۰/۵×(-۱) =۵ j

 

نکته: هرگاه نیرو و جابه جایی هم راستا و در خلاف جهت باشند ( ) کار انجام شده منفی است.

W = -F . d

 

کار و انرژی:

انرژی و کار کاملا به هم مربوطند, به طوریکه می توان گفت: هرگاه کاری انجام شود ممکن است حالت های زیر برای انرژی پیش آید:

1)هنگام انجام کار, انرژی از صورت یا نوعی به صورت یا نوع دیگر تبدیل می شود.

 

2) هنگام انجام کار, انرژی از یک جسم به جسم دیگر انتقال یابد.

 

انرژی:

توانایی انجام کار است.

 

نکته: انرژی و کار ارتباط بسیار نزدیکی به یکدیگر دارند. به طوریکه می توان گفت هرگاه کاری انجام می شود. حتما انجام کار با تبدیل انرژی همراه است و یا انرژی از جسمی به جسم دیگر انتقال یافته است. هم چنین, هرگاه جسمی دارای انرژی باشد می توان در صورت ایجاد شرایط مناسب به کمک آن انرژی جسمی را به حرکت درآورد.

 

توان

سرعت انجام کار یا سرعت مصرف انرژی است.

به عبارت دیگر, توان نشان دهنده ی میزان کار انجام شده یا انرژی مصرف شده در واحد زمان است.

 

مقدار توان به دو عامل بستگی دارد:

1- مقدار کار انجام شده (یا مقدار انرژی مصرف شده)

در یک زمان مشخص, هر چه مقدار کار انجام شده بیش تر باشد, مقدار توان بیش تر است. یعنی توان با مقدار کار انجام شده رابطه ی مستقیم دارد.

 

2-مدت زمان انجام کار:

توان با مدت زمان انجام کار رابطه عکس دارد. یعنی هر چه مدت زمان مصرف شده برای انجام کاری کم تر باشد. توان بیش تر است.

سرعت انجام کار به وسیله دونده ای که مسابقه را زودتر طی کند, بیش تر است. به عبارت دیگر توان این دونده از دونده ی دیگر بیش تر است.

برای محاسبه توان از رابطه ی زیر استفاده می کنیم:

 

در این معادله مقدار کار انجام شده (w) بر حسب ژول (Jj) و مقدار زمان انجام کار (t) برحسب ثانیه (S) و توان (P) برحسب وات (W) است.

 

نکته 1: یک وات توان ماشینی است که در مدت یک ثانیه, یک ژول کار انجام می دهد.

نکته 2: هر کیلو وات برابر هزار وات است 1000w=ا1kw

نكته 3: هر قوه ي اسب بخار برابر 746 وات است. 1hp=746W

معادله هاي دیگری نیز برای محاسبه توان وجود دارد؛ که از معادله اصلی به دست می آید.

می دانیم که سرعت مقدار مسافت طی شده در واحد زمان است

   

 

نکته: وقتی می گوییم توان یک لامپ برقی 100 وات است یعنی در هر ثانیه 100 ژول انرژی الکتریکی توسط لامپ مصرف شده و مطابق قانون پا بستگی انرژی 100 ژول انرژی تابشی (نور) و گرمایی به وسیله آن تولید می شود.

 

مثال: ماشيني در مدت 3 دقیقه باری به وزن 1800 نیوتن را تا ارتفاع 20 متری انتقال می دهد. توان ماشین چند کیلووات است؟

F = ۱۸۰۰ N

d = ۲۰ m

t = ۳ min = ۱۸۰ s

P = ?

برای تبدیل وات به کیلو وات عدد مورد نظر را بر 1000 تقسیم می کنیم.پس

 

ماشین

هر اسبابی که به طریقی سبب آسان شدن کار گردد ماشین نامیده می شود.

ماشین ها به صورت های گوناگون در انجام کارها به ما کمک می کنند.

 

1) ماشین ها گاهی باعث تغییر محل وارد شدن نیرو به جسم و گاهی نیز باعث تغییر جهت نیرو           می شوند.

قرقره ی بالای پرچم, دوچرخه, قیچی همه از راه تغییر جهت نیرو به ما کمک می کنند.

 

2) ماشین ها گاهی با افزایش مقدار نیرو به ما کمک می کنند. (مانند دیلم, انبردست, در قوطی بازکن)

 

 

3)گاهی ماشین ها با افزایش مسافت اثر نیرو بر جسم و افزایش سرعت انجام کار ماشین ها به ما کمک می کنند. (جارو فراشی, انبر, موچین, یخ گیرو...)

 

 

یک ماشین می تواند در یک زمان هم افزایش نیرو و هم تغییر جهت نیرو داشته باشد مانند جک اتومبیل و یا در یک زمان هم جهت نیرو را عوض کند و هم مسافت اثر نیرو را زیاد کند مانند دوچرخه ولی هرگز نمی تواند در یک زمان هم مقدار نیرو و هم مسافت اثر نیرو را افزایش دهد, زیرا در این صورت کارگرفته شده از ماشین بیش تر از کارداده شده به آن خواهد بود که البته چنین چیزی غیرممکن است.

 

کارداده شده و کارگرفته شده از ماشین

برای آنکه یک ماشین کار انجام دهد, باید نخست بر روی آن کار انجام دهیم, نیرویی که به این منظور به ماشین وارد می شود, نيروي محرک و کار این نیرو را کار نیروی محرک (کار داده شده) می نامند.

برای اندازه گیری این کار, کافی است نیرویی که به ماشین وارد می شود در طولی که طی می کند ضرب شود.

جابه جایی نیروی محرک×نیروی محرک=کار نیروی محرک (کار داده شده)

WE = E . dE

 

نیرویی را که ماشین باید بر آن غلبه کند, نیروی مقاوم و کار این نیرو, کار نیروی مقاوم (کار مفید) نامیده می شود برای محاسبه کار مفید, نیروی مقاومی که بر آن غلبه شده است در جابه جایی آن ضرب می کنیم.

جابه جایی نیروی مقاوم×نیروی مقاوم=کار نیروی مقاوم(کار مفید)

WR = R . dR

 

معمولا کار غیرمفید ماشین را نمی توان به طور مستقیم اندازه گرفت و برای تعیین آن کار مفیدی را که از ماشین گرفته ایم از کاری که به ماشین داده ایم, کم می کنیم.

کارمفید-کار داده شده=کار غیر مفید

 

برای مطالعه ماشین آن ها را به دو دسته تقسیم می کنند.

1- ماشین های کامل (ایده آل):

این نوع ماشین, ماشین خیالی است که همه کار داده شده را به صورت مطلوب ما صرف غلبه بر نیروی مقاوم می کند. در چنین ماشینی اتلاف انرژی وجود ندارد و کار نیروی محرک با کار نیروی مقاوم برابر است.

 

2-ماشین های واقعی

ماشین هایی هستند که در عمل با آن ها سر و کار داریم .

در همه ماشین ها, بخشی از کار نیروی محرک صرف غلبه بر نیروهای مقاوم ناخواسته (اغلب اصطکاک) می شودو در نتیجه کار نیروی مقاوم همواره کمتر از نیروی محرک است.

توجه: در ماشین های واقعی نیز همیشه کاری که به ماشین داده می شود با کل کاری که از ماشین گرفته می شود برابر است. اما تمام کار گرفته شده از ماشین به صورت مطلوب نیست.

کارگرفته شده = کار داده شده

کارغیر مفید+کار مفید= کار داده شده

 

مطابق قانون پابستگی انرژی, انرژی هنگام تبدیل شدن از یک صورت به صورت دیگر و یا انتقال از یک جسم به جسم دیگر خلق و نابود نمی شود.

بنابراین مقدار انرژی داده شده به یک ماشین نیز همواره با مقدار انرژیی که از ماشین گرفته می شود برابر است.

 

مزیت مکانیکی

مزیت مکانیکی نشان می دهد که ماشین, نیروی وارده را چند برابر می کند.

برای بررسی طرز کار ماشین ها از دو نوع مزیت مکانیکی استفاده می شود.

 

1) مزیت مکانیکی ایده آل:

نسب را مزیت مکانیکی ایده آل (کامل) می گویند.

كامل

 

2) مزیت واقعی (عملی):

نسب را مزیت مکانیکی واقعی می گویند.

واقعی

 

عددی که معرف سرعت حرکت نقطه اثر نیروی محرک به سرعت حرکت نقطه اثر نیروی مقاوم است را ضریب سرعت ها (نسبت سرعت ها) می نامند. ضریب سرعت برابر است با:

 

نکته: مزیت مکانیکی کمیتی نسبی بوده و بدون واحد بیان می شود.

 

انرژی گرفته شده از ماشین= انرژِِی داده شده به ماشین

 

 

انرژی تلف شده + انرژی (یا کار) مفید گرفته شده از ماشین=کل انرژی داده شده به ماشین

 

در هر وسیله می توان نسبت کار مفید به کل انرژی داده شده به دستگاه را به عنوان یک عامل مهم در کیفیت آن وسیله در نظر گرفت.

این نسبت بازده نام دارد:

 

نکته: در یک ماشین واقعی چون کار خروجی از کار یا انرژی ورودی کمتر است, بازده ماشین همیشه کوچکتر از یک است.

 

بازده را می توان از راه های دیگر نیز به دست آورد:

 

مثال: توان یک ماشین ساده 200 وات و بازده آن 8/0 است, چند ثانیه طول می کشد تا باری به وزن 400 نیوتن را با این ماشین 10 متر بالا ببریم؟

 

                           

 

 

مزیت مکانیکی نشان می دهد ماشین چگونه به ما کمک می کند.

اگر مزیت مکانیکی بزرگتر از یک باشد, ماشین مقدار نیرو را افزایش می دهد.

اگر مزیت مکانیکی کوچکتر از یک باشد, ماشین مسافت اثر نیرو را زیاد می کند.

اگر مزیت مکانیکی برابر یک باشد, ماشین فقط از راه تغییر جهت نیرو به ما کمک می کند.

 

مثال: در یک ماشین, با وارد کردن نیروی 30 نیوتنی می توان یک وزنه 600 نیوتنی را بلند کرد. مزیت مکانیکی واقعی چقدر است و ماشین از چه راهی به ما کمک می کند.

 

انواع ماشين ها

1- ماشین های ساده:

گروهی از ماشین ها که پایه و اساس ساخت ماشین های دیگر را تشکیل می دهند, ماشین ساده نامیده می شوند. ماشین های ساده در شش نوع اهرم, قرقره, چرخ محور, سطح شیب دار گوه و پیچ دسته بندی می شوند.

 

2- ماشین های مرکب یا پیچیده

گاهی دو یا چند ماشین ساده با هم ترکیب می شوند و ماشین جدیدی را به وجود می آورند به چنین ماشین هایی, ماشین های مرکب یا پیچیده می گویند.

این ماشین ها تغییر شکل یافته ی ماشین ساده یا ترکیبی از چند ماشین ساده با یک دیگر هستند.

 

انواع ماشین های ساده:

1. اهرم :

اهرم میله ای است که می تواند حول یک تکیه گاه دوران کند.

در هر اهرم یک تکیه گاه, یک بازوی محرک و یک بازوی مقاوم وجود دارد.

 

 بازوی محرک (LE): در یک اهرم فاصله ی نقطه اثر نیروی محرک تا تکیه گاه را بازوی محرک می گویند.

بازوی مقاوم(LR): در یک اهرم فاصله ی نقطه اثر نیروی مقاوم تا تکیه گاه را بازوی مقاوم می گویند.

تکیه گاه(F): نقطه ای است که اهرم حول آن دوران می کند.

 

اهرم بر اساس قرار گرفتن محل تکیه گاه, نیروی محرک و نیروی مقاوم به چند نوع تقسیم می شوند:

الف) اهرم نوع اول

در صورتیکه تکیه گاه بین نقطه اثر نیروی مقاوم و نیروی محرک باشد, اهرم از نوع اول است.

اهرم نوع اول به سه حالت دیده می شود:

a) حالت اول :

 

زمانیکه تکیه گاه درست در وسط نیروی محرک و نیروی مقاوم قرار گرفته باشد, در این صورت بازوی محرک و بازوی مقاوم با هم برابرند.

در این حالت, اهرم فقط از راه تغییر جهت نیرو به ما کمک می کند.

نکته: مزیت مکانیکی این اهرم همیشه یک است.

 

b) حالت دوم :

 

زمانیکه تکیه گاه بین نیروی محرک و نیروی مقاوم ولی نزدیک به نیروی مقاوم باشد, در این حالت, اهرم از راه های زیر به ما کمک می کند.

1)تغییر جهت نیرو: زیرا تکیه گاه بین نیروی محرک و مقاوم قرار دارد.

2) افزایش نیرو: زیرا بازوی محرک بزرگتر از بازوی مقاوم است. (LR>LE)

نکته: مزیت مکانیکی این اهرم همواره از یک بیش تر است.

 

c) حالت سوم :

 

زمانیکه تکیه گاه بین نیروی محرک و نیروی مقاوم بوده ولی نزدیک به نیروی محرک باشد, در این حالت اهرم از راه های زیر به ما کمک می کند.

1)تغییر جهت نیرو: زیرا تکیه گاه بین نیروی محرک و مقاوم قرار است.

2) افزایش مسافت اثر نیرو: زیرا بازوی مقاوم بزرگتر از بازوی محرک است. (LR >LE)

نکته: مزیت مکانیکی این اهرم همواره از یک کم تر است.

 

ب) اهرم نوع دوم

در این نوع اهرم نیروی مقاوم بین تکیه گاه و نیروی محرک قرار دارد.(مانند فندق شکن – فرغون) این نوع اهرم فقط از راه افزایش نیرو به ما کمک می کند. زیرا در این اهرم همواره بازوی محرک بزرگتر از بازوی مقاوم است.

مزیت مکانیکی این اهرم همیشه از یک بیشتر است.

 

نکته: در این نوع اهرم, هر چه نیروی مقاوم به تکیه گاه نزدیک تر باشد, مزیت مکانیکی بیش تر می شود.

 

ج) اهرم نوع سوم

در این نوع اهرم نیروی محرک بین تکیه گاه و نیروی مقاوم قرار دارد. مانند (جاروی فراشی) این نوع اهرم, فقط از راه افزایش مسافت اثر نیرو به ما کمک می کند. زیرا بازوی مقاوم بزرگتر از بازوی محرک است.

مزیت مکانیکی این اهرم همیشه کمتر است.

 

قانون اهرم ها

چنانچه اهرم در حال تعادل باشد, فرمول زیر صادق است:

بازوی مقاوم×نیروی مقاوم=بازوی محرک×نیروی محرک

E.LE=R.LR

 

نکته: در صورتیکه از اصطکاک صرف نظر کنیم, مزیت مکانیکی اهرم را می توان از رابطه ی زیر نیز به دست آورد.

 

2. قرقره:

چرخی شیاردار است که حول یک محور می چرخد.

 

قرقره ثابت:

 

مزیت مکانیکی این قرقره همواره برابر یک است و از راه تغییر جهت نیرو به ما کمک می کند.

توجه: این قرقره نظیر اهرم نوع اول حالت اول است.

 

قرقره متحرک:

این قرقره آزادانه بر روی ریسمان (طناب) جا به جا می شود.

این قرقره از راه افزایش نیرو به ما کمک می کند.

مزیت مکانیکی کامل این قرقره برابر 2 است. زیرا بازوی محرک (قطر چرخ) همواره دو برابر بازوی مقاوم (شعاع چرخ) است.

 

 

نکته: قرقره متحرک مانند اهرم نوع دوم است, با این تفاوت که مزیت مکانیکی اهرم (با تغییر دادن محل نیروی مقاوم) قابل تغییر است در حالیکه مزیت مکانیکی این قرقره تغییر نمی کند.(A=2)

 

دستگاه قرقره مرکب:

برای آنکه به مزیت های مکانیکی بالاتری دست یافت می توان دو یا چند قرقره ثابت و متحرک را با هم ترکیب کرد و یک قرقره مرکب به وجود آورد. در این حالت قرقره ها را به شکل های مختلفی با یکدیگر ترکیب می کنیم.

 

الف) در یک روش, برای بستن تمام قرقره ها فقط از یک رشته نخ استفاده می شود.

در این حالت برای به دست آوردن مزیت مکانیکی کامل دستگاه به دو صورت عمل می کنیم:

1- تعداد نخ های متصل به قرقره متحرک را می شمریم.

2- نیروی کشش نخ (T) را مشخص کرده و مزیت مکانیکی کامل را به دست می آوریم.

 

      

 

ب) قرقره های ارشميدس:

برای اتصال این قرقره ها به یکدیگر از چند رشته نخ استفاده می شود.

برای بدست آوردن مزیت مکانیکی کامل این دستگاه از دو راه استفاده می شود:

الف) نیروی کشش نخ (T) را مشخص می کنیم.

 

 

 

توجه: وجود قرقره ثابت در مزیت مکانیکی کامل دستگاه هیچ تاثیری ندارد ولی چون کشیدن ریسمان به سمت پایین آسانتر از کشیدن به سمت بالاست گاهی برای آسانتر شدن کار از قرقره ثابت استفاده می شود.

 

2- برای به دست آوردن مزیت مکانیکی اين قرقره ها را می توان از فرمول نیز استفاده کرد.

(n= تعداد قرقره متحرک است.)

مثال: در دستگاه بالا از دو قرقره متحرک استفاده شده است پس

 

ج) ممکن است قرقره به صورت زیر به یکدیگر وصل شده باشند, در این صورت برای به دست آوردن مزیت مکانیکی کامل.

1) از راه کشش نخ استفاده می کنیم.

 

 

2) از فرمول زیر به دست آوریم(A=2n-1)

(n= تعداد قرقره های ثابت و متحرک است.)

 مثال: در دستگاه بالا از 3 قرقره استفاده کردیم:

 

تذکر: قرقره ها را به شکل های گوناگون می توان با هم ترکیب کرد. در هر مورد برای به دست آوردن مزیت مکانیکی کامل می توان از نیروی کشش نخ استفاده کنیم.

 

3- چرخ محور:

چرخ و محور چرخی است که به مرکز آن یک میله وصل شده است. با چرخاندن چرخ, میله نیز می چرخد.

فرمان اتومبیل-آچار پیچ گوشتی- کلید درب-مداد تراش رومیزی-چرخ چاه-چرخ گوشت دستی نمونه هایی از ماشین چرخ و محور هستند.

F60

 

نکته1: در چرخ و محور اگر نیروی محرک را به چرخ و نیروی مقاوم را به محور وارد کنند در این حالت چرخ و محور از طریق افزایش نیرو به ما کمک می کند..

زیرا بازوی محرک (شعاع چرخ=rE) از بازوی مقاوم (شعاع محور=rR) بزرگتر خواهد شد و مزیت مکانیکی آن از یک بیش تر خواهد شد.

 

در چرخ و محور بین شعاع (قطر) چرخ و شعاع (قطر) محور و نیروهایی که به چرخ و محور وارد می شود. رابطه ی زیر برقرار است. (در صورت صرف نظر از اصطکاک)

 

توجه: چون چرخ و محور به هم چسبیده اند تعداد دورهایی که چرخ و محور در یک مدت می چرخند باید مساوی باشند. اگر چرخ یک دور بچرخد نقطه اثر نیروی محرک به اندازه محیط چرخ (rEا2R) جابه جا        می شود ونقطه اثر نیروی مقاوم به اندازه محیط محور (rRתا2) جابه جا خواهد شد.

 

نکته 2: در چرخ و محور اگر نیروی مقاوم به چرخ و نیروی محرک به محور وارد شود, چرخ و محور از طریق افزایش مسافت اثر نیرو کمک می کند زیرا بازوی مقاوم (rR) از بازوی محرک (rE) بزرگتر خواهد شد و مزیت مکانیکی آن از یک کم تر خواهد شد.

 

نكته3: تغییر جهت نیرو در این ماشین بستگی به نحوه بستن ریسمان ها به چرخ و محور دارد.

 

چرخ و محور نیز نوعی اهرم است. با این تفاوت که :

1) چرخ و محور نه در دامنه ی حرکت محدودیت دارد و نه در مزیت مکانیکی

2) اهرم پس از مدتی چرخش به دور تکیه گاه متوقف می شود ولی در چرخ و محور خیر.

 

4- سطح شیب دار

هر سطحی که با سطح افق زاویه ای کوچکتر از 90 درجه بسازد, سطح شیب دار است.

به وسیله سطح شیب دار می توانیم یک جسم سنگین را با وارد کردن نیرویی کوچک تر از وزن آن, به داخل کامیون منتقل می کنیم.

در این صورت به کمک یک نیروی کم اما در مسافتی طولانی, جسمی را به سمت بالا حرکت می دهیم.

اگر بخواهیم جسمی را در راستای قائم بلند کنیم باید نیرویی برابر وزن جسم (mg) به آن وارد کنیم ولی با استفاده از سطح شیب دار و با چشم پوشی از اصطکاک نیرویی کم تر از نیروی وزن (mgsinΘ) لازم است تا جسم را از سطح زمین بالا برد.

نکته: هر چه زاویه سطح شیب دار کوچک تر باشد نیروی کم تری برای بالابردن جسم لازم است در نتیجه طول سطح شیب دار نسبت به ارتفاع آن بیش تر خواهد شد.

 

 نکته1: در سطح شیب دار, طول سطح (L) جابه جایی نیروی محرک (dE) و ارتفاع سطح (h) جابه جایی نیروی مقاوم (dR) خواهد بود. هرگاه نیروی محرک به اندازه طول سطح شیب دار (L) جابه جا شود, نیروی مقاوم به اندازه ارتفاع سطح شیب دار (h) جابه جا خواهد شد.

dE = L    ,     dR = h

 

نکته2: برای آنکه بخواهیم سینوس یک زاویه را به دست آوریم از راه زیر استفاده می کنیم.

 

مزیت مکانیکی کامل سطح شیب دار از رابطه زیر به دست می آید.

 

با توجه به رابطه ی h=Lsin Θ داریم:

 

توجه: چون در عمل همیشه مقداری نیروی اصطکاک وجود دارد. بنابر این برای بالابردن جسم بر روی سطح شیب دار نیرویی بیش تر از mgsin Θ لازم است و مقدار نیروی محرک واقعی از رابطه ی زیر به دست می آید.

واقعي E = mgSinΘ + f(نيروي اصطكاك)

 

گوه:

یک سطح شیب دار متحرک است و معمولا از دو سطح شیب دار ساخته شده است. نوک تبر, قیچی, چاقو و هر وسیله تیز و برنده گوه است. یکی از کاربردهای گوه شکاف دادن تنه درختان است.

وقتی با پتک به گوه نیرو وارد می شود, گوه به جلو رانده می شود در نتیجه از طریق سطوح جانبی گوه, نیروی بزرگتری به هر طرف شکاف وارد می شود.

 

نکته1: طول گوه جابه جایی نیروی محرک و ضخامت گوه, جابه جایی نیروی مقاوم است.

نکته2: طول گوه را با L ضخامت گوه را با t نشان می دهند.

dE = L  ,  dR = t

 

مزیت مکانیکی کامل گوه:

 

نکته: هر چه طول گوه نسبت به ضخامت گوه بیش تر باشد, یعنی گوه نازک تر باشد, مزیت مکانیکی کامل آن بیش تر است.

 

پیچ:

سطح شیب داری است که دور یک میله پیچیده شده است.

 

به هر بر آمدگی پیچ یک دنده می گویند.

فاصله ی دو برآمدگی یا دو فرو رفتگی پیچ را پای پیچ می گویند.

پای پیچ با حرف P نمایش داده می شود.

هرگاه محیط پیچ یک دور کامل بچرخد پیچ به اندازه فاصله یک دنده تا دنده دیگر (پای پیچ) جابه جا می شود.

نکته: محیط پیچ جابه جایی نیروی محرک و پای پیچ, جابه جایی نیروی مقاوم است.

مزیت مکانیکی کامل پیچ از رابطه زیر به دست می آید.

 

نکته: از پیچ های استوانه ای برای اتصال قطعات فلزی و از پیچ های نوک تیز برای اتصال قطعات چوبی استفاده می شود.

از ترکیب پیچ و گوه, مته به وجود می آید.

 

چگونه می توان از ماشین های ساده کمک بیش تری گرفت؟

1- با ایجاد تغییراتی در آن ها

2-با ترکیب کردن آن ها

 

هنگامی که دو یا چند ماشین ساده با هم ترکیب شوند و ماشین جدیدی را به وجود آورند, ماشین مرکب یا پیچیده ساخته می شود.

مثال: از ترکیب گوه و اهرم, قیچی ساخته می شود.

 

مزیت مکانیکی ماشین های مرکب:

در ماشین های مرکب مزیت مکانیکی کل دستگاه را می توان از حاصل ضرب مزیت مکانیکی ماشین های ساده سازنده آن به دست آورد.

ِA=A1× A2× A3×…..کامل

 

مثال: در شکل زیر با صرف نظر از اصطکاک

الف) مزیت مکانیکی کامل دستگاه را محاسبه کنید.

 

ب) اگر نیروی محرک 400 نیوتن باشد بر چه نیروی مقاوم می توان غلبه کرد؟

 

با چشم پوشی از اصطکاک:

مزیت مکانیکی کامل دستگاه و مزیت مکانیکی واقعي با یکدیگر برابر هستند پس 6= A كامل = A واقعي

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 16:58  توسط علی ومحمدوحسین وعلی حسن  | 

 اهرم ها 



 


ماشين ها به چها رروش به ما کمک مي کنند


?- با انتقال نيرو(تقريبا همه ماشين ها در اين  خاصيت مشترک هستند )  


2- با افزايش نيرو


3- با تغيير جهت نيرو


4- با افزايش مسافت وسرعت اثر نيرو


 


يکي از انواع ماشين ها اهرم ها هستندکه هر اهرم از سه قسمت مهم به نام هاي تکيه گاه – نيرو – جسم تشکيل شده است .


 


البته براي بحث درباره اهرم ها بايد به اين نکته هم اشاره کنيم که به فاصله تکيه گاه تا محل نيرو را بازوي محرک و از تکيه گاه تا جسم را بازوي مقاوم مي ناميم .


 


حال براساس محل قرار گرفتن سه قسمت اصلي اهرم، اهرم ها را به سه دسته تقسيم مي کنيم .


 


1- اهرم نوع اول :در اين نوع اهرم که تکيه گاه در بين نيرو وجسم قرار دارد داراي خصوصيات زير مي باشد :


 


الف- در بعضي موارد بارزوي محرک و در بعضي موارد بازوي مقاوم مي تواند بلندتر باشد


ب- چون در اين اهرم تکيه گاه در وسط قرار دارد جهت نيرو برعکس مي شود .


ج) نمونه هايي از آن را مي توان انبردست – قيچي – الاکلنگ – ديلم و...


 


 


 


2- اهرم نوع دوم : در اين نوع اهرم جسم در بين نيرو وتکيه گاه قرار داردو داراي خصوصيات زير است


الف ) هميشه بازوي محرک بلند تر از بازوي مقاوم است


ب) نمونه هايي از آن را مي توان چرخ دستي – فرغون – فندق شکن – درب بطري باز کن 


 


 


3- اهرم نوع سوم : در اين اهرم نيرو در بين جسم وتکيه گاه قرار دارد وداراي اين خصوصيات


الف ) هميشه بازوي مقاوم بلندتر از بازوي محرک است .


 


ب) نمونه هاي از آن را مي توان انبريخ  – جاروي فراشي- موچين  


 


 


خصوصيت مشترک هر سه نوع اهرم اين است که هر سه اهرم در انتقال نيرو به ما کمک مي کنند .


نکته ها : اگر در يک اهرم بازوي محرک بلندتر از بازوي مقاوم باشد آن اهرم مقدار نيرو را افزايش مي دهد يا به اصطلاح ديگر در اين نوع اهرم در نيرو صرفه جويي مي شود که نمونه آن اهرم هاي نوع دوم هستند .


 


واگر دريک اهرم بازوي مقاوم بلندتر از بازوي محرک باشد آن اهرم مسافت وسرعت اثر نيرو را افزايش مي دهد ، همچنين مي توان گفت در وقت هم صرفه جويي مي شود .نمونه آن اهرم هاي نوع سوم هستند .


 


توجه داشته باشيم که اهرم نوع اول نسبت به محل قرار گرفتن تکيه گاه مي تواند در نيرو يا در وقت براي ما مفيد واقع شود .


 


مي توان گفت مطالب بالا را کتاب با اين زبان بيان کرده که هر چه تکيه گاه را به جسم نزديک کنيم ......و هرچه تکيه گاه را به نيرو نزديک کنيم .....


 


در اهرم ها قانوني وجود دارد که اگر بخواهيم اهرم به حال تعادل برسد بايد هميشه اين رابطه درست باشد


  مقدار نيروضريدر بازوي محرک = مقدار جسم ضربدر بازوي مقاوم


که در اين نمونه مي توانند مقدار هريک از موارد را نداده باشند که مي توانيم با کمک اين قانون براساس سه مقدار داده شده ديگر مقدار مجهول را حساب کنيم .


 


يکي ديگر از انواع ماشَين ها سطح شيبدار است


 


سطح شيبدار : سطح مايلي که دو سطح غير هم ارتفاع را بهم مرتبط مي سازد . دقت کنيم که در يک سطح شيبدار اگر ارتفاع ثابت باشد هر چه طول سطح شيبدار بيشتر شود انجام کار براي ما آسانتر است


 نکته مهم ديگر اينکه در حالتي که ارتفاع ثابت باشدومقدار طول تغيير کند وما در هر دو حالت وزنه يکساني را بالا ببريم مقدار کار ما در هر دو حالت مساوي مي باشد .سطح شيبدار در زندگي انسان کاربردهاي زيادي دارد مثل نردبان – پيچ که يک سطح شيبدار مارپيچ است و....


 


نوع ديگري از ماشين ها قرقرها هستند که ساده ترين آن قرقره اي است که از يک قرقره تشکيل شده است که ما به همان اندازه که طناب را بکشيم جسم به بالا حرکت مي کند مثل قرقره پرچم


 


در بعضي قرقرهاي مرکب بسته به تعداد قرقره مورد استفاده ممکن است ما با کشيدن 6


 


متر طناب جسم سه متر يا دو متر جابجا شود( البته کار کشيدن طناب( به زبان ساده)


 


راحت تر خواهد بود ودر عوض مقدار بيشتري طناب رابايد بکشيم) به عنوان مثال اگر به


 


 قرقره اي که با آن موتور ماشين را بالا مي کشند دقت کنيم مي بينيم که با کشيدن


 


چند متر طناب يا زنجير موتور چند سانتي متر جابجا مي شود . البته چون در کتاب به


 


اين مبحث کمتر پرداخته شده از توضيح بيشتر آن خوداري مي کنم .


 


نوع ديگر ماشين ها مي توان از گوه – چرخ ومحور و ساير ماشين هاي پيچيده نام برد .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 16:50  توسط علی ومحمدوحسین وعلی حسن  | 

در حال حاضر لوازم برقي خانگي از مهم‌ترين مصرف‌كنندگان برق در بخش خانگي هستند كه طبعا تاثير بسزايي در هزينه‌هاي برق خانواده‌ها دارند؛ بنابراين در انتخاب و خريد وسايل برقي، اطمينان از ايمني، كيفيت، كميت در بازدهي و ميزان مصرف انرژي دستگاه‌هاي موردنظر با توجه به خدماتي كه ارائه مي‌دهند براي مصرف‌كنندگان داراي اهميت و ضرورت بسياري است.
در انتخاب و تهيه كالا خصوصا وسايل برقي توجه به مواردي چون شكل ظاهري، مدل، كارخانه سازنده و تكنولوژي ساخت، شرط‌هاي لازم در انتخاب يك كالا محسوب مي‌شوند اما توجه به نشان استاندارد و برچسب انرژي از شرط‌هاي ضروري در انتخاب و تهيه وسايل برقي خانگي است. چون اين علائم اطلاعات بسيار مفيدي را در زمينه ايمني؛ بازدهي و ميزان مصرف انرژي وسايل برقي با توجه به خدماتي كه ارائه مي‌دهند در اختيار مصرف‌كنندگان قرار مي‌دهد.
معرفي برچسب 7رنگ
يكي از موارد مهمي كه در سال‌هاي اخير مورد تاكيد قرار گرفته، مشخص كردن ملاك‌هايي براي مصرف انرژي كليه وسايل انرژي بر خانگي است كه كارخانه‌هاي سازنده وسايل خانگي ملزم به رعايت آن هستند. حاصل اين كار تهيه و تدوين برچسبي بود تحت عنوان برچسب انرژي يا برچسب كارآيي انرژي.
برچسب انرژي چيست؟
برچسب انرژي امروزه در اغلب كشورهاي جهان وجود دارد و برچسبي است كه روي وسايل مصرف‌كننده انرژي نصب مي‌شود و مصرف‌كننده را با ميزان كارآيي و مصرف انرژي آن وسيله آشنا مي‌كند. همچنين اطلاعات مشترك در همه وسايل و اطلاعات اختصاصي مربوط به هر وسيله انرژي بر را در اختيار مصرف‌كنندگان قرار مي‌دهد.
در حال حاضر وقتي براي خريد وسايل برقي و گازي به فروشگاه‌ها مراجعه مي‌كنيد برچسب انرژي را روي وسايل مشاهده مي‌كنيد. برچسب انرژي داراي قسمت‌هاي مختلفي است و هر قسمت نشان دهنده اطلاعاتي در خصوص دستگاه مربوطه است.
بخش‌هاي اول تا سوم برچسب در تمامي وسايل انرژي بر خانگي (كه داراي برچسب انرژي باشند) مشترك و به‌ترتيب نشان‌دهنده علامت تجاري شركت سازنده، نام شركت سازنده و مدل دستگاه است.
بخش چهارم بر چسب انرژي كه از اهميت خاصي نيز برخوردار است از 7 فلش رنگي (از سبز پررنگ تا قرمز تيره) كه روي هر يك از آنها يك حرف لاتين از A تا G‌ درج شده تشكيل شده است كه هر حرف و هر فلش رنگي نشانگر درجه‌اي از مصرف انرژي دستگاه است.
حرف A نشانگر كمترين مصرف انرژي و بيشترين كارآيي و حرف G نشانگر بيشترين مصرف انرژي و كمترين كارآيي دستگاه است. بنابراين هر چه رتبه دستگاه بيشتر باشد كارآيي آن نسبت به ميزان انرژي كه مصرف مي‌كند بيشتر است.
برچسب انرژي در واقع به خريدار كمك مي‌كند كه در هنگام خريد، وسيله‌اي را انتخاب كند كه در مقايسه با ساير وسايل موجود، مصرف انرژي كمتر و كارآيي بيشتري داشته باشد.
به عنوان مثال وقتي خريداري براي خريد يك يخچال فريزر به فروشگاهي مراجعه مي‌كند و با دو مدل يخچال كه از هر جهت مشخصات يكساني دارند روبه‌رو مي‌شود، در اين شرايط اگر يكي از يخچال‌ها رتبه B داشته باشد و ديگري رتبه C مسلما آن يخچالي كه رتبه B دارد انتخاب خوبي براي خريد است، چون مصرف برق كمتري دارد. توجه داشته باشيد كه در يخچال و فريزرها به ازاي افزايش يك رتبه در برچسب انرژي حدود 14درصد صرفه‌جويي در مصرف برق صورت مي‌گيرد.
مهم است كه بدانيد استاندارد برچسب انرژي براي يخچال، يخچال فريزرهاي خانگي، ماشين لباسشويي، كولر آبي، كولر گازي، اتوي برقي و ساير وسايل برقي كوچك آشپزخانه تدوين شده است.
فوايد استفاده از برچسب انرژي
استفاده از برچسب انرژي مزايا و فوايد گوناگوني براي مصرف‌كنندگان اين گونه وسايل دارد كه از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
- انتخاب درست و آگاهانه مردم در هنگام خريد وسايل برقي خانگي
- آشنا ساختن مصرف كنندگان با ميزان كارايي و بازدهي وسايل برقي خانگي
- بهينه‌سازي و كاهش مصرف انرژي
-كاهش هزينه انرژي مصرفي در خانواده‌ها
- كاهش آلودگي محيط‌زيست
- ارائه اطلاعات اختصاصي ويژه هر وسيله برقي
- ارائه اطلاعات مشترك در مورد وسايل برقي شامل علامت تجاري، نام شركت سازنده، مدل دستگاه و نشان استاندارد.
در حال حاضر 100درصد از خانواده‌هاي شهري و 90درصد از خانواده‌هاي روستايي از خدمات شبكه برق در كشور استفاده مي‌كنند. با توجه به افزايش سطح رفاه عمومي، افزايش مشتركين برق و استفاده عموم مردم از وسايل انرژي‌بر خانگي تعداد اين وسايل روز به روز در خانواده‌ها در حال افزايش است؛ بنابراين توجه به مرغوبيت، بازدهي مفيد، ميزان مصرف انرژي در وسايل انرژي‌بر و همچنين توجه به طراحي، ساخت مناسب و منطبق بر استانداردهاي معتبر و بهينه جهاني بايد مورد توجه توليدكنندگان اين وسايل قرار گيرد. از طرف ديگر اطلاع از نحوه استفاده درست از وسايل انرژي‌بر و توجه به ميزان كارايي و مصرف انرژي آنها نيز از جمله مواردي است كه بايد مورد توجه مصرف‌كنندگان باشد.


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 16:44  توسط علی ومحمدوحسین وعلی حسن  | 
 
satellites of neptune

 

سال کشف

کاشف

قدرظاهری

دوره چرخش(روز)

کشیدگی مداری(درجه)

خروج ازمرکز

فاصله متوسط تاسیاره

ابعاد (km(

نام قمر

REGULAR  SATELLITES

 

1989

VOYAGER 2

24.1

0.294

4.74

0.000

48200

60

naiad

 

1989

VOYAGER 2

23.4

0.311

0.205

0.000

50100

80

thalassa

 

1989

VOYAGER 2

22.0

0.335

0.065

0.000

52500

148

despina

 

1989

VOYAGER 2

22.0

0.429

0.054

0.000

62000

162

galatea

 

1989

VOYAGER 2

21.5

0.555

0.201

0.001

73500

192

larissa

 

1989

VOYAGER 2

20.0

1.122

0.039

0.000

117600

416

proteus

 IRREGULAR  GROUPS

 

1846

W.LASSEL

13.0

5.88

156.8

0.000

354800

2706

triton

 

1949

G.KUIPER

19.2

360.1

7.23

0.751

5513400

340

nereid

 

2002

M.holman,

JJ.kavelaars

24.5

1879.7

134.1

0.571

15728000

61

S/2002 N1

 

2002

M.holman,

JJ.kavelaars

25.4

2914.1

48.51

0.293

22422000

44

S/2002 N2

 

2002

M.holman,

JJ.kavelaars

25.4

3167.9

34.74

0.424

23571000

42

S/2002 N3

 

2003

D.jewitt,J.kleyna,

S.sheppard

25.6

9115.9

137.4

0.450

46695000

38

psamathe

 

2002

M.holman,

JJ.kavelaars

24.6

9374.0

132.6

0.495

48387000

60

S/2002 N4

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1391ساعت 15:2  توسط علی ومحمدوحسین وعلی حسن  | 
کشف اکسیژن در سطح یک از قمرهای زحل
کشف اکسیژن در سطح یک از قمرهای زحل
سفینه فضایی کاسینی که مدتی به حال رکود رفته بود و چندی پیش فعالیت های خود را از سر گرفته در تلاش های اخیر خود یک اتموسفر بسیار نازک بنام فراسپهر (جو خارجی) را بدور رها قمر یخی زحل کشف نمود که از اکسیژن و دی اکسید کربن ترکیب شده است.
 
این اولین باری است که یک سفینه فضایی بصورت مستقیم مولکول های اکسیژن را در یک اتموسفر هر چند رقیق بدور یک دنیای دیگر غیر از زمین کشف می کند. بر اساس تخمین ها چگالی اکسیژن در سطح رها حدود ۵ تریلیون بار کمتر از اکسیژن موجود در اتموسفر زمین است.
 
اما نتایج تازه نشان میدهد که تجزیه این عناصر در سطح رها میتواند در تعیین میزان فراوانی مولکول های اکسیژن نقش داشته باشد که در نتیجه چگالی سطح آن تقریبأ ۱۰۰ مرتبه بیشتر از جو خارجی ماه زمین یا سیاره عطارد است. ترکیب اکسیژن و دی اکسید کربن حتمأ در نتیجه فعل و انفعالات پیچیده شیمیایی در سطح اکثر اجرام یخی در عالم بوجود می آید.
 
 کشف اکسیژن در سطح یک از قمرهای زحل | www.irannaz.com

بن تولیس از دانشمندان تیم کاسینی در موسسه تحقیقاتی جنوب شرق سانتیاگو می گوید: “نتایج تازه نشان میدهد که فعل و انفعالات پیچیده شیمیایی با مشارکت اکسیژن میتواند در سراسر منظومه شمسی و یا حتی گوشه های دیگری از عالم یک امر کاملأ معمولی باشد. این گونه فعالیتی شیمیایی میتواند پیش شرط یا شرایط لازم برای حیات باشد. تمامی شواهد بدست آمده از سفینه فضایی کاسینی نشان میدهد که رها بسیار سرد و خالی از آب مایع است که برای گونه های حیاتی که ما می شناسیم امر ضروری شمرده میشود”.

انتشار اکسیژن از طریق پرتو افکنی سطح میتواند به ایجاد شرایطی کمک کند که برای شکل گیری حیات در یک قمر یخی دیگری که آب مایع زیر سطح آن وجود دارد. اگر اکسیژن و دی اکسید کربن از سطح یک قمر به گونه ی به اقیانوس های زیر سطح آن نفود کند، در آنصورت محیط مناسب و مهمان نوازی را برای ترکیبات پیچیده تر فراهم می سازد و در نتیجه حیات شکل میگیرد. دانشمندان علاقمند هستند تا بدانند آیا شکل گیری حیات در اقمار یخی با یک اقیانوس امکان پذیر است، هر چند تا هنوز نشانه های از حیات در این گونه اقمار کشف نشده.

اتموسفر رقیق همراه با اکسیژن و دی اکسید کربن در قمر رها دومین قمر بزرگ زحل این دنیای یخی را در جایگاه ویژه در این منظومه کوچک قرار داده. تیتان یک اتموسفر غلیظ و انبوه متشکل از نیتروژن – متان و اندکی دی اکسید کربن و اکسیژن دارد.

به گفته لیندا سپیلکر- دانشمند پروژه کاسینی ناسا ” به نظر میرسد رها نسبت به تصورات گذشته ما بسیار جالب و مهم شده. یافته های کاسینی تنوع سرشاری را در اقمار زحل مشخص ساخته و نشانه هایی را در مورد چگونگی شکل گیری و تکامل آنها به ما میرساند.
 
 
 کشف اکسیژن در سطح یک از قمرهای زحل | www.irannaz.com

سفینه فضایی گالیله
اخترشناسان در گذشته هم بر اساس رصد های سفینه فضایی گالیله و هابل حدس میزدند که رها یک اتموسفر رقیق مرکب از اکسیژن و دی اکسید کربن دارد. از سوی دیگر رصد های کاسینی نشان داد که اکسیژن در نتیجه بمباران اشعه فرابنفش خورشید از سطح حلقه یخی زحل فرار میکند. اما کاسینی با پرواز نزدیک به فاصله ۱۰۱ کیلومتر از کنار رها توانست بصورت مستقیم حضور اکسیژن و دی اکسید کربن را در جو بیرونی این قمر یخی کشف کند.
+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1391ساعت 15:1  توسط علی ومحمدوحسین وعلی حسن  | 
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
ماه
Moon-Mdf-2005.jpg
قطر کره ماه ۳۴۷۶ کیلومتر ( یک چهارم قطر زمین )
فشردگی دو قطب ۰.۰۰۲ کیلومتر
ثقل سطحی در مقایسه با زمین(۱) ۰.۱۶۵
سرعت گریز ۲.۳۷ کیلومتر بر ثانیه
تمایل محور نسبت به سطح مدار آن ۱.۵۳ درجه
سطح ۳۸ میلیون کیلومتر مربع
دما منفی ۱۷۳ (شب) مثبت ۱۱۷ (روز)
زمان گردش دور زمین ۲۷ روز و ۷ ساعت و ۴۳ دقیقه
مرتفع ترین قله ۱۱۳۵۰ متر

ماه «نشانهٔ نجومی: ☾»، تنها قمر طبیعی سیارهٔ زمین و پنجمین قمر طبیعی بزرگ در منظومه خورشیدی در میان ۱۷۳ ماه موجود در این منظومه است. قطر کره ماه یک‌چهارم کره زمین است و هیچ سیاره دیگری در منظومه خورشیدی، نسبت به اندازهٔ خود ماهی به این بزرگی ندارد.[۱]

انسان‌ها از قدیم از کره ماه و چرخش منظم آن برای گاهشماری، به‌ویژه در کشاورزی، بهره می‌گرفتند، مسافران و دریانوردان نیز از نور و حضور ماه برای جهت‌یابی و ناوبری استفاده می‌کردند؛ ماه هم‌چنین در اسطوره‌های اقوام حضور زیادی دارد و در برخی فرهنگ‌ها حتی آن را به عنوان یک ایزد پرستش می‌کرده‌اند. گرانش (جاذبه) ماه باعث به‌وجود آمدن جزر و مد آب‌های کره زمین می‌شود و گرانش کره ماه هم‌چنین باعث باثبات ماندن محور گردش زمین به‌دور خود می‌شود که در صورت عدم وجود ماه، انحراف محوری زمین مرتبا تغییر می‌کرد و این امر باعث آشفته شدن آب و هوا و فصل‌ها در زمین می‌شد.[۱]

محتویات

 [نهفتن

شکل گیری ماه [ویرایش]

دهانه‌های برخوردی بر سطح ماه.

ماه و زمین به‌گونه‌ی هم‌زمان و حدود ۴.۵ میلیارد سال پیش شکل گرفتند. جرم ماه ۱/۸۱ام جرم زمین است. اینکه ماه دقیقا چگونه بوجود آمده هنوز معلوم نشده‌است. ممکن است همراه با زمین در اوایل شکل گیری سامانه خورشیدی شکل گرفته باشد، یا اینکه بعدها جذب میدان جاذبه شده و در مدار قرار گرفته‌است. نظریه‌ای که بیش از دیگر نظریه‌ها پذیرفته شده این است که ماه از برخورد یک سیارک به اندازه مریخ به زمین بوجود آمده‌است.

اثرات متقابل جاذبه‌های زمین و ماه بر همدیگر باعث افزایش مدت حرکت وضعی هر دو جسم شده‌است. برای نمونه، زمانی مدت حرکت وضعی زمین (طول شبانه روز) تنها ۱۰ ساعت بود، اما این زمان به ۲۴ ساعت کنونی افزایش یافته‌است. اگر این روند همچنان ادامه پیدا کند، طول ماهها به ۴۷ روز خواهد رسید. اما مقیاس زمانی این روند بسیار بلندتر از طول عمر خورشید بوده، بنابر این سامانه خورشیدی عمر کافی برای رسیدن به آن زمان را نخواهد داشت. قطر خورشید ۴۰۰ برابر قطر ماه و فاصله آن از زمین نیز ۴۰۰ برابر فاصله ماه از زمین است. این اتفاق باعث می‌شود تا هم ماه و هم خورشید به یک اندازه به نظر رسیده و در هنگام خورشیدگرفتگی همه‌ی سطح خورشید گرفته شود.

فاصله [ویرایش]

سراسرنمای فاصله ماه تا زمین

ماه نزدیکترین جرم آسمانی به زمین است و کره ماه در حدود سی‌برابر قطر زمین از زمین فاصله دارد. میانگین فاصله ماه تا زمین ۳۸۴٬۴۰۳ کیلومتر و قطر ماه ۳٬۴۷۶ کیلومتر است. به خاطر این نزدیکی فاصله، ماه در آسمان شب تقریباً به اندازهٔ خورشید دیده می‌شود و گاه با گذر از جلوی خورشید باعث خورشیدگرفتگی نیز می‌شود.

مَهتاب نوری است که از خورشید آمده و از سطح ماه رو به کره زمین بازتابانده شده. نور تقریباً در مدت ۱٫۳ ثانیه فاصله بین زمین تا ماه را طی می‌کند.

ویژگی های فیزیکی [ویرایش]

تصویر ماه از زمین
تصویری از ماه به صورت ناکامل و هلالی

بر خلاف زمین، ماه نه دارای آب است، نه هوا، نه زندگی و نه میدان مغناطیسی. نمی‌توان گفت که ماه کاملاً غیر فعال است، زیرا «ماه‌لرزه» را باید نشانه‌ای از وجود نوعی حرکت در درون آن دانست. قطعاً ماه در دوران گذشته، آتشفشانهایی داشته است؛ اما غالب حفره‌هایی را که در آن می‌بینیم، نتیجه اصابت سنگهای آسمانی در اولین روزهای شکلگیری آن است. بعضی از این حفره‌ها عظیم اند عمق حفره نیوتون ۸٬۰۰۰ متر است. هنگامی که سفینه فضایی شوروی به نام لونا ۳ از پشت ماه عکس گرفت، دانشمندان دیدند که روی پنهان ماه درست مانند روی آشکار آن نیست. در آنجا، تعداد حفره‌ها بسیار بیشتر بود؛ اما به طور کلی، از حفره‌های روی آشنای ماه کوچک‌تر بودند.

جو و خاک ماه [ویرایش]

جو کره ماه نسبت به جو زمین بسیار رقیق و ناچیز است و به این خاطر صدا در جو ماه منتقل نمی‌شود و سطح ماه مکانی خاموش و بی‌صدا است. فقدان جو واقعی به این معنی است که در سطح ماه مولکول‌های هوا نیز وجود ندارند تا نور خورشید را بپراکنند و و با این کار در آسمان ماه ایجاد رنگ کنند؛ به این خاطر آسمان ماه همیشه سیاه است.[۱] نبود جو هم‌چنین باعث می‌شود که شهاب‌سنگ‌های کوچک و بزرگ که پیش از رسیدن به زمین در هوا می‌سوزند در آسمان ماه نسوزند و به آسانی به سطح ماه رسیده و با شدت به آن اصابت کنند.[۱]

خاک ماه تقریبا یک‌رنگ و در همه‌جا خاکستری‌رنگ است و با گرد و غباری پوشیده شده که اصطلاحا خاکه‌سنگ نامیده می‌شود. ماه در زمین خود صفحات زمین‌ساختی ندارد و از آن‌جا که در کره زمین کوه‌ها در نتیجه فشرده شدن این صفحات به هم پدید می‌آیند در ماه پدیده کوهزایی منشا زیرسطحی ندارد و تنها بر اثر برخورد شهاب‌ها است که ماه دارای پستی و بلندی‌هایی شده‌است.[۱]

دهانه‌ها و دریاوارها [ویرایش]

تابلویی از کره ماه و خورشید متعلق به قرن هفدهم میلادی.

بیش از ۳.۵ میلیارد سال پیش، سطح ماه به شدت توسط شهاب‌سنگ‌ها بمباران شد و گودال‌های زیادی به نام دهانه در سطح آن بوجود آمدند. وسعت بعضی از این دهانه‌های برخوردی به ۳۰۰ کیلومتر (۱۸۵ مایل) می‌رسد که توسط دیواره‌هایی از کوههای سنگی که بر اثر برخورد شهاب سنگها بوجود آمده‌اند، محصور شده‌اند. بعضی از گودالها، دیوارهای تراس دار یا حلقه‌های کوهستانی هم مرکز داشته و در اکثر آنها قله‌هایی نیز وجود دارند. دهانه‌هایی که رگه‌های بزرگ و درخشان توف نام دارند، بسیار تماشایی هستند. تعدادی از گودالهای بزرگ‌تر از گدازه آتشفشانی پر شده و دریاهایی در سطح ماه بوجود آورده‌اند.

سوی رو به زمین کره ماه (سوی نزدیک)، ظاهری بسیار متفاوت نسبت به سوی دور آن دارد. علت آن اینست که پهنه‌های زیادی از این سوی ماه بر اثر فعالیت‌های آتشفشانی با گدازه‌های تیره‌رنگ پوشیده شده‌اند و آبگیروارهای گوناگونی را بوجود آورده‌اند ولی سوی دور ماه همچنان به شکل قدیم یعنی آکنده از گودال باقی مانده‌است.[۲]

حرکات ماه [ویرایش]

انسان‌ها از قدیم از کره ماه و چرخش منظم آن برای گاهشماری، به‌ویژه در کشاورزی، بهره می‌گرفتند، مسافران و دریانوردان نیز از نور و حضور ماه برای جهت‌یابی و ناوبری استفاده می‌کردند؛ ماه هم‌چنین در اسطوره‌های اقوام حضور زیادی دارد و در برخی فرهنگ‌ها حتی آن را به عنوان یک ایزد پرستش می‌کرده‌اند. گرانش (جاذبه) ماه باعث به‌وجود آمدن جزر و مد آب‌های کره زمین می‌شود و گرانش کره ماه هم‌چنین باعث باثبات ماندن محور گردش زمین به‌دور خود می‌شود که در صورت عدم وجود ماه، انحراف محوری زمین مرتبا تغییر می‌کرد و این امر باعث آشفته شدن آب و هوا و فصل‌ها در زمین می‌شد.[۱]

نیم‌کره‌ای از ماه به طور دائمی رو به زمین قرار دارد که سمت پیدای ماه نامیده می‌شود. نیمه پنهان ماه را سمت پنهان ماه می‌نامند. هر روز قمری به اندازه ۱۷.۳ روز زمینی طول می‌کشد.[۱][نیازمند منبع] ماه هر سال ۲ سانتیمتر از زمین دور می‌شود.

چرا ماه به روی زمین سقوط نمی‌کند [ویرایش]

زمین با نیروی گرانش ماه را به سوی خود می‌کشد. اگر انسان ماه را که در حقیقت بی وقفه به دور سیاره ما می‌چرخد، از گردش باز می‌داشت، ماه فقط برای مدت کوتاهی ثابت می‌ایستاد، آنگاه با سرعتی فزاینده به سمت زمین می‌شتافت و در نهایت با آن برخورد می‌کرد. البته این عمل میسر نیست. ماه از همان زمانهای اولیه با سرعتی برابر ۳۶۵۹ کیلومتر در ساعت به دور زمین در حال گردش بوده‌است. در اثر این حرکت گردشی، یک نیروی گریز از مرکز به سمت خارج ایجاد می‌شود، که درست به اندازه نیروی گرانش زمین که به سمت داخل کشش دارد، است. این دو نیروی مخالف، اثر یکدیگر را بطور متقابل خنثی می‌کنند، به نحوی که ماه هموراه بر مدار خود باقی می‌ماند.

هلال و بدر چگونه تشکیل می‌شود [ویرایش]

لیبرایسون کره ماه در یک چرخش ماهانه

خورشید خود می‌درخشد، ماه را از این رو می‌بینیم که خورشید به آن می‌تابد. اگر آن روی ماه که به سوی ماست، بطور کامل مورد تابش خورشید قرار گیرد، ما ماه را بصورت قرص کامل و به عبارت دیگر در حالت بدر مشاهده می‌کنیم. اگر نور خورشید فقط قسمتی از آن روی ماه را که بسوی ماست در بر گیرد، ما ماه را بر حسب میزان تابش نور بصورت هلال باریک نوری، نیم قرص و یا به صورت یک گلوله تقریباً گرد نورانی می‌بینیم. این پدیده‌های نوری را فازها یا صورتهای مختلف ماه می‌نامند.

هنگامی که ماه در جهت تابش خورشید قرار گیرد، دیده نمی‌شود، زیرا در تابش شدید خورشید محو می‌گردد و علاوه بر این، آن روی ماه که بسوی ماست مورد تابش واقع نمی‌گردد. این وضعیت را ماه نو می‌نامیم. اکنون ماه بر روی مدار خود به حرکت ادامه می‌دهد و پس از چند روز به طور محسوسی در سمت چپ و یا در شرق خورشید واقع می‌شود. در این وضعیت قسمت کوچکی از نیمه رو به زمین ماه، تحت تابش نور خورشید قرار می‌گیرد. در این دوران ماه را در اوایل شب بصورت داس باریکی که البته روز به روز بر قطر هلال آن افزوده می‌شود، مشاهده می‌کنیم، زیرا در این وضع ماه بعد از خورشید غروب می‌کند.

تقریباً یک هفته پس از ماه نو، از دید ناظر زمینی، ماه دقیقا از پهلو مورد تابش نور خورشید واقع می‌شود. در این حالت انسان نیمی از ماه را تاریک و نیم دیگر را روشن می‌یابد؛ این وضعیت یک‌چهارم نخست نامیده می‌شود. دوباره یک هفته بعد، ماه از دید این ناظر، دقیقا در مقابل خورشید قرار می‌گیرد. در این حالت ماه به صورت قرص کامل نورانی می‌شود، که به آن بدر (یا در اصطلاح عامیانه ماه شب چهاردهم) می‌گویند.

از این حالت به بعد از قطر قسمت نورانی ماه کاسته می‌شود. تقریباً هفت روز پس از بدر، دوباره یک‌چهارم دوم حادث می‌شود. ماه در این حالت از دید ناظر زمینی اکنون در سمت راست یا در غرب خورشید قرار دارد و به عبارت دیگر قبل از طلوع خورشید در آسمان صبحگاهی پدیدار می‌شود، تا بالاخره دوباره به وضعیت ماه نو می‌رسد.

گام‌های ماه [ویرایش]

نوشتار اصلی: گام‌های ماه

همیشه ۵۰ درصد سطح ماه در معرض نور خورشید قرار دارد. میزان ناحیه روشن ماه، به موقعیت ماه نسبت به زمین و خورشید بستگی دارد. اندازه ناحیه قابل رویت، از کاملاً تاریک تا ماه کامل متغیر است. این دوره کامل هشت مرحله دارد که اهله ماه نامیده می‌شوند. چرخه گام‌های ماه، هر ۲۹.۵۳ روز کامل می‌شود.

منازل ماه [ویرایش]

نوشتار اصلی: خانه‌های ماه

منازل ماه تقسیم بندی حرکت شبانه‌روزی ماه نسبت بر روی دایرةالبروج می باشد که به ۲۸ منزل تقسیم شده است.

رخگردی [ویرایش]

نوشتار اصلی: رخ‌گرد

رخگردی یا لیبراسیون پدیده پدیدار شدن ۹ درصد از گوشه های نیمه ناآشکار ماه بصورت متناوب در زمانبندی گردش ماهانه ماه است.

برنامه‌های اکتشافی [ویرایش]

ماموریت آپولو ۱۲
تصویری از یک طرح پایگاه در ماه

انسان تاکنون ۷۳ مأموریت فضایی به سوی ماه انجام داده‌است. تغییرات دمایی زیاد بر سطح ماه، تابش‌های زیان بار کیهانی و بارش انواع شهاب‌سنگ‌ها اسکان انسان در ماه را با دشواری‌هایی روبه‌رو می‌کند. پژوهشگران آژانس فضایی ژاپن موفق به کشف حفره‌ای گدازه‌ای در کره ماه شده‌اند که به باور آن‌ها این حفره مکانی مناسب برای ساخت اقامتگاه‌های فضایی در آینده‌ای نه چندان دور خواهد بود.[۳]

سفر به ماه با فناوری‌های کنونی سه روز به‌درازا می‌کشد[۱] و ماه تنها کره خارج از زمین است که انسان‌ها بر آن گام نهاده‌اند. در سال ۱۹۶۹ سازمان ناسا اعلام کرد که نخستین فضانوردان به نام‌های نیل آرمسترانگ و باز آلدرین در قالب پروژه آپولو بر سطح ماه فرود آمدند.


پروژه‌های ماه در ایران [ویرایش]

ایرانی‌ها اگرچه تا کنون به ماه، فضا پیما ارسال نکرده‌اند، اما فعالیت های رصدی زیادی در این زمینه انجام داده‌اند. تصویر برداری از ماه آن هم با زمینه‌های هنری و نجومی از طرفداران زیادی در ایران برخوردار است. گروه دیگری ماه را هموراه زیر نظر دارند و هر رویدادی را که به نحوی با آن در ارتباط باشد از نظر دور نمی‌دارند. تعداد بسیار زیادی هم هلال اول و آخر ماه را برای تصحیح تقویمهای اسلامی به صورت دائم رصد می‌کنند(پایگاه رویت هلال). در این میان رصدخانه کوثر.1 هم با همکاری ماه شناسان داخلی و خارجی کاوشگر مجازی ماه را به زبان فارسی به عنوان دائره المعارف تصویری ماه اجرا نموده‌است.

ماه در اساطیر [ویرایش]

در اساطیر میان‌رودان خدای ماه را ایزدبانو سین می‌نامند.

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1391ساعت 14:59  توسط علی ومحمدوحسین وعلی حسن  | 

 

-->

img/daneshnameh_up/e/e2/the-moon-of-mars.jpg
یکی از قمرهای مریخ به نام فوبوس

مقدمه

بهرام دارای دو قمر است که هر دوی آنها در سال 1877 بوسیله آساف هال آمریکایی کشف گردید. وی برای قمرهای مزبور نامهای فوبوس به معنی ترس و دیموس به معنی وحشت را انتخاب کرد که هر دو از همراهان خدای اساطیری جنگ با مارس (مریخ) هستند. قمرهای بهرام خیلی کوچکند و با تلسکوپهای زمینی به صورت نقطه‌های نورانی بسیار کوچکی دیده می‌شوند.

قمر فوبوس

قمرهای مریخ به سیاره مادر بسیار نزدیکند. بطوری که قمر درونی با فوبوس روی مداری دایره‌ای شکل به فاصله 9270 کیلومتر از مرکز بهرام به دور سیاره مزبور می‌گردد و نسبت به سیاره مادر نزدیکترین قمر در خانواده خورشیدی محسوب می‌شود. نزدیک بودن قمر مزبور به بهرام و نیروی جاذبه سیاره مادر ، حرکت انتقالی سریعی را که یک دور کامل آن 7 ساعت و 39 دقیقه و 27 ثانیه به درازا می‌کشد، به فوبوس تحمیل می‌کند. سرعت و نزدیکی فوبوس در وهله اول این پندار را مطرح می‌سازد که مدار قمر مزبور به صورت مارپیچ رو بسوی سیاره مادر به مرور نزدیک گردیده و سرانجام روزگاری که شاید صد میلیون سال دیگر باشد به سطح بهرام سقوط خواهد نمود. البته تأیید یا رد این پندار بایستی به بررسیهای بیشتر موکول کرد.

قمر دیموس

قمر دوم که دیموس نام دارد در مداری به فاصله 23.400 کیلومتر از مرکز مریخ به دور سیاره مادر گردش می‌کند و مدت گردش این قمر یک روز و 6 ساعت و 21 دقیقه و 16 ثانیه است. هر دو قمر از نظر چرخش و گردش همزمان هستند (یعنی در هر بار گردش یک باز نیز حول محور خویش می‌چرخند). فوبوس به اندازه‌ای کوچک است که از دیدگاه بهرام تقریباً هم اندازه ناهید در آسمان زمین به چشم می‌آید و در طول یک سال بهرام ، 1300 بار از برابر خورشید عبور می‌کند، مع الوصف اندازه آن به قدری کوچک است که هیچگاه خور گرفت کامل را موجب نمی‌گردد و برای عبور از یک لبه به لبه دیگر قرص خورشید فقط به 19 ثانیه زمانی نیازمند است.

دیموس نیز که از خاور طلوع می‌کند و در فاصله دورتری به گرد مریخ می‌گردد، خود به قدری کوچک است که از دیدگاه مریخ بیش از بهرام با شعرای یمانی از دیدگاه زمینی به چشم نمی‌آید. این قمر در طول یک سال مریخ 130 بار از برابر خورشید می‌گذرد و هر بار عبور آن فقط یک دقیقه و 48 ثانیه به درازا می‌کشد.



img/daneshnameh_up/e/e7/europa.gif
قمر اروپا

مقایسه اقمار و کاوشهای انجام یافته

قمرهای فوبوس و دیموس تقریبا بیضوی بوده و ابعاد آنها به ترتیب 28×23×20 کیلومتر برای فوبوس و 16×12×10 کیلومتر برای دیموس می‌باشد.برای بررسی هر چه بهتر اقمار مزبور ، وایکینگ 1 از 88 کیلومتری فوبوس و وایکنیگ 2 از 28 کیلومتری دیموس عبور داده شدند. سرعت گریز قمرهای بهرام بسیار کم است، بطوری که برای فوبوس از 15 متر در ثانیه و برای دیموس از 10 متر در ثانیه تجاوز نمی‌کند. هر دو قمر فاقد نورند و نسبت بازتاب آنها به ترتیب 5 و 7 درصد می‌باشد. تراکم اقمار مزبور بسیار کم و حدود 2 گرم در سانتیمتر مکعب است.

اصل و منشأ این اقمار هنوز به درستی روشن نیست و به بررسیهای بیشتری نیازمند است. غالب ستاره شناسان معتقدند که هم فوبوس و هم دیموس از یک منشأ هستند و روزگاری هر دو در کمربند سیارگان جای داشته‌اند. سطح فوبوس از گودهای شهابی آبله گون است و شباهت فراوانی به ارتفاعات کره ماه دارد. بزرگترین گود این قمر که استیکنی نام دارد و به یاد بود همسر آساف هال یعنی nee stickney نامگذاری شده ، 10 کیلومتر قطر دارد که در مقایسه با قطر قمر حفره عظیمی محسوب می‌شود. علاوه بر گودهای مزبور در چهره فوبوس خطوط و شیارهایی به چشم می‌خورد که عرض پاره‌ای از آنها به 500 متر می‌رسد. چگونگی پیدایش خطوط مزبور را بایستی در شکستها و انقباضهای ناشی از نیروی جاذبه سیاره مادر جستجو کرد.

اما چهره دیموس تقریباً با فوبوس فرق می‌کند. در این قمر گودی بزرگتر از قطر 3 کیلومتر وجود ندارد و از سوی دیگر چون فاصله آن از مریخ بیشتر از فوبوس است. از این رو تا اندازه زیادی از اثرات جاذبه سیاره مادر در امان مانده و خطوط شکست در آن ظاهر نگردیده است. سطح قمرهای فوبوس و دیموس از لایه نازکی به قطر حدود یک میلیمتر از غبارهای فضایی پوشیده شده که احتمالاً از ریزش خرد ریزه‌های فضایی پدید آمده‌اند. یکی از ویژگیهای دیموس آن است که ستبرای غبار لایه آن ضخیمتر از فوبوس بوده و تقریباً غالب گودهای شهابی را پر کرده است.
تصویر
قمر io

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1391ساعت 14:52  توسط علی ومحمدوحسین وعلی حسن  |